|
من چندیست در فکرم که چرا مولایمان ظهور نمیکنند و چرا این همه بدبختی گریبانگیر مردم شده حال به بعضی از نتایج اشاره می کنم وقتی در خیابان راه میرویم خواهیم دید که جوانان ما در این چند سال اخیر به فرهنگ غرب کشیده شده اند((( مانتو های کوتاه و چسبان با آستین کوتاه شلوار کوتاه . مدل های مو که دیگر ........ که گاهی پیراهن پسران از مانتوی ها بلند تر است))) که این جای تاسف را دارد چون بهترین فرهنگ ،فرهنگ ناب اسلام است که ما روز به روز از آن دور می شویم . زیاد دور نشوم از اصل حرف . بسیار شنیده ام که می گویند این روحانیون باعث بدبختی شده اند ولی من می خوام بگویم آآآآآی ی ی مردم شما که گناه به گردن روحانینون می اندازید یادتون رفته که هین زندگیو آرامش رو مدیون اینان و شهدا هستید . اآآآآی ی ی مردم شما خود را برای لحظه ای جدای خدا بگذارید ببنید این همه بنده ناشکر و ناسپاس، (( ناسپاسی این نیست که غذا خوردی و بگی الهی شکر .... انست که ما تمام اصول دین را رعایت کرده و از آن پیروی کنیم نه این که هر کناهی خواستیم انجام دهیم .بنظر شما با انجام کناه برکت نازل میشود یا عذاب )) شما بر اینان رحمت نازل میداشتید یا عذاب حال ببنید با این وضع پوشش ها و مفاسد اجتماعی ما خود باعث این بدبختی هستیم نه آنان اگر از این هم بدتر شود حق ماست اگر به تاریخ برگردید مشاهده خواهید کرد که تمامی اقوام و امتی که از دین برگشتند به عذاب الهی دچار شدند و آنان که راه ایمان پیشه گرفتند به برکت الهی موفق شدند آیا مگر نه اینست که که حضرت زهرا فرمودند بهترین آن است که نامحرمی او را نبیند و او نامحرمی را نبیند . جدیدا در قشر جوان دیده می شود دست به انجام بعضی کارهای نابهنجار میزندد که متاسفانه خدا باعث و بانی این کار را لعنت کند (((ناهنجاری های اسلام به ارزش و ارزشهای یک شیعه در جامعه به ناهنجاری بتدیل شده))) چنان در اين طريق پا به ركابند كه «فرصت فكر» از مستمعين بيرنگ و رياي محافل گرفته ميشود... فاجعه آنجاست كه هرزهبافهاي شارلاتان بيتقوا و دودوزهبازهاي هفتخط بيمرام و اپوزيسيونهاي ضد ولايت مجهولالهويه و هزاررنگهاي ظاهرالصلاح سالوس و محتسبهاي مدرن شكمباره و تردامن، همه و همه دست به دست هم دادهاند تا ديگر نغمه روحبخش روضههاي سيدالشهدا(ع) به گوش جوانان شيفته نرسد... (عجيب نيست! چراكه دشمني با آلالله و مواليان آلالله، ساخته و پرداخته نطفه مال حرام است) كار به جايي رسيده است كه اگر بدانند «فلاني» خائن مخنث و بيرگ است و يا منافق مرتد و سيبزميني بياعتقاد است، در امنيت كامل به سر خواهد برد، اما كافيست كه «شيطانكي» بفهمد كه «تو» دوستدار آل بيت رسولاللهي... ديگر فاتحه امنيت و رفاه و آزادي و... را بايد خواند!! (عجيب نيست! چرا كه شيطان سوگند خورده است كه دست از سر مواليان آلالله برندارد). كار به جايي رسيده است كه اين بيمرامهاي نامرد، براي خاموش كردن چراغ محبت آلالله، به بيآبرو كردن نواميس و انتشار اكاذيب و پخش تصاوير خانوادگي (در تيراژهاي فراوان) و شايعهپراكنيهاي عجيب و غريب و... ميپردازند. (عجيب نيست! چراكه مظلوميت و غربت در ذات شيعگي است)چه بسيار حماقتهايي كه عدهاي ميكنند تا احمق شمرده نشوند! بنگريد كه در مواجهه با اين تخريبها و ترور شخصيتها، مخاطبها چگونه موضعي ميگيرند. عدهاي عليالاصول، نقش اين رسواييها را به ديوار ميكوبند و از ريشه، منكر وجود هرگونه پليدي ميشوند... (كه به پاي اعتمادشان، بوسه ميزنم) و عدهاي به جستجوي حق برميخيزند و اگر حق را هر جا يافتند، خاشعند... (من طلبني بالحق وجدني) و اما عدهاي ديگر... و اما، زخم زبان... و اما غيبت، تهمت
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 22:5  توسط محمد مج
|
|
|