|
مناجات اي خدا وقتي به خودم نگاه مي كنم مي بينم عمرم تموم شده و موهام همه سپيد ،بگو براي چي محبت امام حسين رو به ما دادي ، حالا كه اين چيزا رو دادي پس چرا دم در نگه داشتي ، ميگي هنوز سندت نرسيده ، هنوز نوبت تو نشده ، تو كه ما رو كشتي تا كي انتظار ، تو كه آخر گره رو باز مي كني پس چرا امروز و فردا مي كني ، بيچاره تر از من گير نياوردي . اشكو عليك ، ما رو ول نكن ما به دردت مي خوريم ، ما هر جا كه ميريم تعريف تو رو مي كنيم ، اگر دست ما رو بگيري چي ميشه ، ما مجلس حسينتو گرم مي كنيم ، يه ذره ديگه با ما راه بياي عمرمون تموم ميشه ؛ اينهمه گوسفند و گاو و ... ميبرن مكه قربونت مي كنند و برميگردند كاري كن امسال منم سرمو ببرن و قربونيت كنن . مگه شهدا چطوري رفتن قرباني رو قبول كرد حالا بايد حسرتشو بخورم . نذار صداي من در بياد سالها به من ياد دادي بلدم آبرو ريزي كنم . ميگم اينقدر در زدم هيچ كس جوابمو از تو خونه نداد اصلا روشو از من برگردونده ، ميگم كار همه رو انداخته و منو هنوز نگه داشته ،«سوره كهف» ((و كلبهم باسط ذارعيه بالوصيد )) گفت چوپونه هر چي با چوب دستي زد برو تو سگي اينا آدم خوبن چندين بار با سنگ زدش يكدفعه سگ به زبان اومد به امر خدا گفت كچا برم يه عمريه دنبالت اومدم حالا كه رستگار شدي ميگي برو . اهل كهف گفتند بزار سگ هم بياد . حسين جان جوني مو به پات گذاشتم . چون سگي بر آستاني پير شد از وفا بر گردنش زنجير شد . خادمه ميگه نيمه شب بود برف زيادي اومده بود ديگه هيچ زائري نبود شيفت زمان خدمتم نموم شده بود اومدم بالاي بسط سوار ماشينم بشم ديدم يه سگه توي برف نشسته رو به روي گنبد امام رضا (ع) از چشماش اشك مي اومد خيلي منو گرفت كه انكار امر خداست ايستادم تو برف گفتم هر چي مي خواد بشه تا اين هست منم هستم ، نگاه به چشمان سگه مي كردم فقط گنبد رو نگاه مي كرد لحظاتي كه گذشت (( توي كرامات الرضويه هست )) ديدم ماشيني اومد ترمز زد يه نفر اومد پايين درب صندوق عقب ماشين رو باز كرد به سگه گفت بيا برو بالا حالا ديگه شكايت ما رو به امام رضا (ع) مي كني دستشو گرفتم گفتم وايسا ببينم قضيه چيه ،گفت اين سگ سالها نگهبان كاخونه و خونه و ..و من بوده حالا كه پير شده من رفتم يه سگ جون خريدم ديگه نمي تونست كاري بكنه امروز آروردم كنار حرم رهاش كردم چقدر هم سنگش زدم . شب خوابيده بودم ديدم امام رضا (ع) به خوابم اومده ميگه چرا اين سگ پير رو ول كردي عمرشو برات گذاشته . حالا يا امام رضا(ع) منو ول نكني يا باالرئوف . بارها شده كرديم رها امام حسين رو با گناه اما نكرد تو رو رها شما برد كرب و بلا . بارها شده كه رفته ايد از در خونش شما ها اما حسيم بازم اومد شما رو برد تو هيتئتا .
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 19:58  توسط محمد مج
|
|
|