تبليغاتX
یاس سوخته

خيلي وقته که دلم بهونه کرده

غم عالم کنج قلبم لونه کرده

خيلي وقته که ديگه دل تو دلم نيست

عشق کربلات منو ديونه کرده

حسين وااااااااي حسين واااااااي

آقا چند وقته دلم به شور و شين

ذکر هر روز و شبم فقط حسينه

ندونم چه سريه که خودم اينجام

اما قلبم توي بين الحرمينه

کربلا براي ديدنت چشم انتظارم

همه لحظه ها لحظا ها رو مي شمارم

بخدا خسته شدم خسته شدم

خسته شدم بسه جدايي

کي ميشه سر روي شش گوشت بزارم

حسين وااااااااي حسين واااااااي

همه ميگن که يه دست صدا نداره

کي ميگه هر کي بده خدا نداره

تو نگو غريبه اي که رات نمي دن

کربلا غريب و آشنا نداره

کربلا براي ديدنت چشم انتظارم

همه لحظه ها لحظا ها رو مي شمارم

بخدا خسته شدم خسته شدم

خسته شدم بسه جدايي

شنيدم کرب و بلات عرش زمينه

جرئيلش پسر ام البنينه

اي که نقش سر درش باب الحسينه

ادخلوها بسلام الامنينه

آرزمه که زير علم بميرم

يا بيام يه گوشه از حرم بميرم

آرزومه اونقدر زنده بشم تا

تو طواف دستاي قلم بميرم

کربلا براي ديدنت چشم انتظارم

همه لحظه ها لحظا ها رو مي شمارم

بخدا خسته شدم خسته شدم

خسته شدم بسه جدايي

دوست دارم ويونه تر از همه باشم

دوست دارم در به در فاطمه باشم

دوست دارم يه ظهر عاشورا آقا جون

تشنه ، گريه کن علقمه باشم

کربلا براي ديدنت چشم انتظارم

همه لحظه ها لحظا ها رو مي شمارم

بخدا خسته شدم خسته شدم

خسته شدم بسه جدايي

کربلا براي ديدنت چشم انتظارم

همه لحظه ها لحظا ها رو مي شمارم

بخدا خسته شدم خسته شدم

خسته شدم بسه جدايي

کربلا اسم کتاب سرنوشتم

کربلا کعبه آمال و بهشتم

کربلا تنها دليل زنده بودن

رو سر دلم با خط خون نوشتم

چي ميشه شنيده ها رو من ببينم

رو به روي حرم ساقي بشينم

کي ميشه که مادرت با دست عباس

مهر تاييد بزنه به روي سينه ام

يعني ميشه آقا جون بها بگيرم

يعني ميشه اذن کربلا بگيرم

يعني ميشه پاي شش گوشت با گريه

بشينم ذکر امام رضا بگيرم

کربلا براي ديدنت چشم انتظارم

همه لحظه ها لحظا ها رو مي شمارم

بخدا خسته شدم خسته شدم

خسته شدم بسه جدايي

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 14:37  توسط محمد مج   |