تبليغاتX
یاس سوخته

 

يه عمره به عشق تو بي قرار رو اسيرم

نوکرت هستم حسين تويي شاه و اميرم

عشق تو از کودکي مولا در سرشت من

مجلس عزات حسين جنت و بهشت من

يابن زهرا مددي يابن زهرا مددي

يابن زهرا مددي يابن زهرا مددي

کفشِ دار روضه هات تا نگاهم مي کنن

بايکي اشارشون پادشاهم مي کنن

تا محرم مي رسه همه شور و عشق ميشم

نگران غربت بانوي دمشق ميشم

همه ي روز و شبا ذکر من شده حسين

جون خواهرن ببر منو بين الحرمين

يابن زهرا مددي يابن زهرا مددي

يابن زهرا مددي يابن زهرا مددي

شال سياه روضه هات تاج شاهنشاهي

با تو بودن يا حسين عين پادشاهي

خونه سينه من وقف مهمون حسين

جون ناقابل من نذر دو چشمون حسين

رو سياهم که منو ، عاشق تو ميدونن

غربتت بس که ،منو ياور تو ميدونن

من بيچاره کجا ، وصل روي تو کجا

سگ ولگرد کجا ، سر کوي تو کجا

دست و پاي دل من بسته به موي حسين

بخدا کشته منو تيغ دو ابروي حسين

يابن زهرا مددي يابن زهرا مددي

يابن زهرا مددي يابن زهرا مددي

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 14:7  توسط محمد مج   | 

 

در قــافلـه مجنــون يک دختــر زيبـا بود

يک طفل که در صورت چون اشرف زنها بود

سيمـــاي وجيـــه  او چون صورت بابا بود

ره رفتــن او مثـــل ره رفتــن زهــرا بود

چشمــان خمــار او چون نرگس حيدر بود

از کثـــرت زيبــايـي چون  در مصفـا بود

او پيـروي از زهرا با گوش خـود امضاء کرد

پيــوستـه بــر بــابــا از عمه تمنــا کرد

گفتــا مگـــر اي عمه جد تــو نبــي نبود

يـــا مـــادر تو زهــرا بــابـات علي نبود

پس چيست که اي عمه مـردم  نشناسندت

اي کــاش عمــو آيد تــا باز کنــد بندت

از غيــرت تـــو تـرسم احوال بيـان دارم

در سينه  بـــي تــابم داغي نهــان د ارم

عاشق تو بدان امروز عشق تو محک خورده

هـر کــس که علي گفته بسيار کتک خورده

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 14:1  توسط محمد مج   |