|
يا حسين غريب مادر تويي ارباب دل من يه گوشه چشم تو بسه واسه حل مشکل من يه روزی مياد آقا جون که منم سگ تو باشم چشامو موقع مرگم زير پات گذاشته باشم يه روزی مياد آقا جون رو چشام قدم ميزاری ميبريم تا کربلا و نميزازيم تو خماری اومدم دخيل ببندم به يه لبخند مليحت اومدم دست دلم رو بکشم روی ضريحت بي تو تاريکم و تنها با تو من مستم و شيدا وقتی که ميگم ابوالفضل دل من ميلرزه آقا من که سر تا پا گناهم توی تنها تکيه گاهم تو همون رفيق راهی که نشستی سر راهم به کدامو مذهب هستی به کدامو ملت هستی که کشند عاشقی را که تو عاشقم چرايي همه شب نهاده ام سر چوسگان بر آستانت اونی که تنهای تنهاست دلش از همه بريده اونی واسه يه بارم هنوز آقاشو نديده آقا من خودم ميدونم لايق اين حرفا نيستم اما از شما چه پنهون از اهل زمونه خسته ام دل من عاشق می مونه دائم از شما می خونه منو ميشناسی آقا جون من همونم اون ديونه تموم مردم دنيا منو می خونن ديونه اره ما ديونه هستيم بي خيال اين زمونه تا وقتي عشق تو باشه اينا حرفه و بهونه واسه عشق تو هلاکم اين خطم اينم نشونه حسرت زيارت تو مونده تو اين دل زارم کربلا تو تا نبينم آروم و قرار ندارم چشای قشنگ عباس خوابو از چشام گرفته يل کربلا ابوالفضل قربوت اون قد و بالات فدای چشای نازت فدای خشکی لبهات ميشنوم صدای پاتو رو زمين قدم ميزاری صدای رقيه مياد عمو جان کي آب مياری حسين ، حسين
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 15:37  توسط محمد مج
|
|
|